انتهای بیراهه
خدا ازم بگذره رفتم این روسریو واسه مامانم خریدم ؛ بعد یه بار کرد سرش ولی بهش نگفتم واسه خودت خریدم , چون اون ذات پلیدم که در مورد شالو روسری نمود پیدا میکنه نذاشت بگم ؛ چون خودمم دوسش دارم روسریرو خب:خجالتو شرمساری , اونوقت امروزم میخواس بره بیرون گفت بپوشم؟! با ملایمت گفتم این واسه یه ماه دیگه خوبه ها الان گرمت میشه (جدی گفتم گولش نزدما چون مامیم گرماییه :دی) تعجبم کرده بود انقد راحت با قضیه برخورد کردم, آخه سر این موضوع همیشه کلی جیغو داد میکردم , آخرم اون میپوشید میرفت حرص منم به هیچی حساب نمیکرد :)), بعد هیچی دیگه میخواسم ببینم شما هم چیزاتونو مامانتون هر از گاهی هی میپوشه حرصتون بده یا نه , فقط از خدا ممنونم که شال دوس نداره وگرنه هر روز دعوامون بود 
√ ﺩﻝ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺴﺖ ...
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﺎﺩﮔﯽ !!
"حسین منزوی"

نوشته شده در جمعه سوم آبان ۱۳۹۲ساعت
22:5توسط ..ف@طمه| |