"رضا محبی راد" سه تاش باهم میشه مثلا دوتا عجیج با بچشون یا یه گله زرافه انقد قشنگ میشه :((((( √ ظهری با دوستم رفتیم بسنی بخریم ، همیشه شاتوتی میخریم ، اونوقت امروز دیدم یه ماست بستنی بر داشت گفت این چیه ، گفتم خب بیا این سری از این بخوریم, اقا یک حال بهم زنی بود همین یه مزه ای که کردم دیدم مزه ی ....استغفراله :دی انداختیمش دور یکیشم باز نکرده بودیم رفتیم پسش دادیم دوتا شاتوتی خودمونو خریدیم نشستیم مث بچه ی آدم خوردیم "توییتر آق بهمن" "علیرضا روشن" زین رو چنین بی سو شدم ... "مولانا" √ دوست دارم تو را برای یک روز و فردا هر چه قدر "رسول ادهمی" "مریلین مونرو" فیلم من .سالوادور نیستمم رفتیم , اول اینکه اصن بدرد نمیخورد فقط سکانسایی که تو تبلیغاش هست عالیه بقیش خیلی عادیه , در سطح فیلمای قبل عطاران اصن نیست , یعنی انقد هیجان نداشت که من جلو چرتمو بگیرم , دیدم خیلی بیخوده هی میخوابیدم :دی بعدم ملت کی انقد سینما برو شدن :| یه ساعت تو صف بیلیط بودیم , اگه بگم نیم بها هم بود که نه نبود , صفش کیلومتری شده بود بلکم:/ تا این حد وخیم , خلاصه ملت چه خوبه میرن سینما انقد , ما که سالی دوسالی یه بار میریم که , همه ی صندلیا کیپ تا کیپ پر بود , بعدشم رفتیم خونه ی دوستم خوابیدیم امروزم ادامه ی گردش دیشبمون چهارتایی با دوستام تا ده خواب بودیم بعدشم پاشدیم رفتیم حافظ خعلی هم خوب بود جاتون زرد :پی یعنی من هیچ وقت حافظو شلوغ دوس ندارم , یعنی کلا همه جا خلوتشو دوس دارم ولی خب نمیدونم چرا همش حس میکردم امروز یه نفرو میبینم که خب ندیدمم ؛) بعدترم چقد دلم تنگ شده بود با سیستم بیام وب :((( رفیق دارم که واسه عید دیدنی اومد ولی از شب تا صب نخوابید نشست سیستممو درست کرد چرا این عید انقد زود تموم شد :(( امسال خعلی خرسندم که خیلی تو خونه نبودم همش بیرون بودم با دوست عزیزتر از جوونوم ^_^ حیف که انقد کم بود تعطیلیا البته خب صدای والدین هم در اومده بود ولی خب دیگه امسال با احترام به جفتشون وقعی به هیچکدوم ننهیدم و کار خودمو کردم , والا:پی تو این بیرون رفتنا من قبلن اهل جینگولک بازیو عکسای مزقره نبودم ولی یه سری سلفی مزقره باهم گرفتیم که دوس میدارمشون :پی تو پست قبلی یکی معقولشو گذاشتم تو اینم یکی دیگه معقولترشو یجای جدید پیدا کردیم انقد قشنگه و خب ما شنبه هم رفتیم هیشکی نبود خودمونو چنتا دخدرو پسره دیگه فقط و آرامش همچین میخورد تو گوشت نه ایطوآ ،فک کنم دیگه همش بریم اونجا :) این سری دارم واسه دل خودم زندگی میکنم ، دو سری مهمان از اصفهان داشتیم و من براحتی ولشون میکردم میرفتم واسه خودم گردش عجیج دوستم میگفت باید یه فکری برات بکنم سری بعد چهارتایی بیایم بیرون ، بعد گفت چه مدلی دوس داری ، البته حس میکنم یکی از دوستاشو دوس داره بهم معرفی کنه ، بعد با شیطونی معیارامو با دوستم دولاپهنا توضیح دادیم :دی نمیدونم چرا گفت خب پس هیچی معیارات به رئيس کارخونمون میخوره که اونم خودش زن داره دوتا دوس دخدراشم تو کارخونه ان "مولانا" رمز چهار رقم آخر شماره موبایلم...
درست مثل روستایی
که افتاده است
پشت سد ...

بعد دیشب همش خوابشونو میدیدم ، خواب میدیدم رفتم با کلی تخفیف خریدم ولی مفتول چیه تو گردنش در اومده گردنش افتاده
هیچی دیگه تا خود صب خوابشونو میدیدم ، میدونید خیلی شیکن بعد حالا هی دارم میگم اینا خودشون دکوراسیون هستن برم بخرم بلکم کائنات بهشون بربخوره یه خونه بذارن تو اقبالم بوسونم تا برم بچینم توش :)))))) تا این حد خوشحال:دی
به فروشنده میگم اه اه این چی بود توصیه میکنم دیگه از این نیارید ، میگه خانم ما فروش ماست بستنیمون از اون که دستته چند برابره :| یعنی خوردن اینم ژسته روشنفکری داره عایا :دی 



√ در صدا کردنِ نام تو
یک "کجایی؟" پنهان است...
یک "کاش می بودی"
یک "کاش باشی"
یک "کاش نمی رفتی"
من نامِ تو را
حذف به قرینهء این همه دلتنگی و پرسش
صدا می زنم ...

از خدا قرض بگیرم
تماس گرفت
گوشی را برندارم...
اونقدر بهش فكر كردم
كه تصورى كه ازش داشتم
از خود واقعيش سبقت گرفت
بعدها...
ديگه خودشو دوست نداشتم
تصور ذهنى خودمو دوست داشتم!

آخه شب قبلش تا پنج بیدار بودیم و اینطور شد که اولین تجربه ی خواب در سینمارو دیشب کردم :دی


تو این چند روز تعطیلی دوبار با دوستمو عجیجش رفتیم بیرون از شهر و دوبارش واقعا خوش گذشته ، یکم از عید واقعا بد بود واسمون ولی قسمتای خوبم واسم داشت، ایشالا بعدشم خعلی خوب بگذره :)
با رمز قبلی ،
اصلا نمیدونم چرا من همرو دوس دارم ولی فقط ترجیح میدم لحظه هامو کنار چنتا آدم بگذرونم و بقیرو فقط در حد یه ساعت واسم کافین :پی 

ادامش


ادامش

| De$ign : KHanOomi |
