انتهای بیراهه

بعد من اصن نصف بیشتری که هارد خریدم واسه آرشیو عکسام بود ؛ بعد اومدم الان سیستمو روشن کنم یه اروری دادو بالا نیومد(چن ماه منتظر بودم بالا نیاد ولی دیگه فک نمکیردم واقعا نامردی کنه:)) دیگه یعنی نزدیک بود غش کنم ؛ آخه هنو حوصلم نشده بود بریزم تو هارد چیزامو ؛ دنیا تارو سیاهو اینا شده بود جلو چیشوم  که به یکی از دوستای گلم اس دادم که ببینم چیکار کنم , یه چیزایی گفت دیدم نه خیلی مهندسیه نا امید شدم گفتم باز باید ویندوز عوض کنم حتمی و همش میپره , ولی خب زنگ زد بهم قدم به قدم گفت چیکار کنم و درس شد ؛ یعنی من اون لحظه ایشون جلو چشم بود اسلامو میبوسیدم میذاشتم کنار صدتا ماچش میکردم :روم سفید خب واقعا بدادم رسید چنتا چیزای مهم دانشگامم میپرید بدبخ بودمخلاصه که دوست عزیز ممنون بیام عروسیت برخصم :دی بعدم دیگه هیچی دیگه خیلی زشته مهندس بعد از این مملکت ایطو تو گل بومونه سر یه چی الکی البته خب الکیم نبودا (الفاظ ناشایست به سیستم آموزش دانشگاهای کشور ) :))


امروز واسه اولین بار یه نامه نوشتم پایین برگه ی امتحانیم یعنی فقط باب عکس فیص بوکیه انقد که متنش ضایع بود :))))) همون امتحان استا.د فیثو هم بود :دی


دوستای خوب :))))))))))))

                                       

          


نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 18:49توسط ..ف@طمه| |

De$ign : KHanOomi