انتهای بیراهه

√ مسول خدمات ادارمون یه پسر خیلی خوبیه و خب از همون اولش بهم گفتن هر کاری داشتین این اند مرامه بهش بگین ،دیگه منم ولش نکردم هرکاری دارم زود زنگ میزنم و کچلش میکنم تا کارمونو انجام بده دیگه باهم خوب شدیم ، بیچاره تا میاد پایین تو اتاق تجهیزاتشون من از اینور سالن میگم آقاااای ب بیااااا مسولمون از اونطرف میگه آقای ب کاااام هیرررر :))) خلاصه اولا تا میدیدم میگفت سلام خانم الف و میرفت بعد رابطه ها که بیشتر شد میگفت سلام الف فامیلیمو فقط میگفت بعد الان از دیروز جای هرچی میاد رد شه واسه بار اول که میگه سلام الف واسه بارای دوم سومم میگفت مخلصیم:))))))

بعد چن وقته مایع دسشویمون تموم شده بود انقد بهش زنگ زدمو هرچی میومد میگفتم سلام مایع نخریدین آخر:@ اونم میگفت والا مرکز نمیده بوجه نداریم:|  حالا ما یه سرویس داریم که به سالن ما نزدیکه اونم تو نمازخونس همه ی اداره استفاده میکننا نمیدونم چرا اینجور میکرد ، دیگه دیروز بهش زنگ زدم گفتم مایع باز گفت نداریم گفتم بااااشه پس من به بچه ها میگم برن سرویس بهداشتیای طبقات بالا اینو گفتمو گوشیو گذاشتم ، نیم ساعت بعدش توی اتاق بچه ها بودم صدام کردن رفتم دیدیم مایع واسمون خریده داده بیارن میگه اقای ب گفته واستون بیارم  و انقد اون لحظه از تهدیدی که کرده بودم خوشال شدم که حد نداشت: دی ی ی فک کنم منبعد از در تهدید وارد شم حس خوبیه:D

ما خودمون تجهیزات از مرکز میگیریم فقط انگار این مایع از اونا بود که اینطور پدرمونو در آورد با همه ی مرامش نمیداد چش سفید ، و خب خداروشکر تجهیزات کلمون دس اینا نبود وگرنه من پیروکور بودم تو همین یکی دوماه ، همین مایعم چنتا دبه ی بزرگ داشتیما اومدیم اینجا دادیم مرکز رفت گفتیم اینجا دیگه محیاست همه چی زهی خیال باطل:B

 

√ و الان بعد استفاده از چند نوع کرمو صابونو محلول صورتم از وجود جوش مبرا نشد که نشد کصافط، و خب فهمیدم مسلما هورمونیه و منم حوصله ندارم برم دکتر:(( اندازه ی یه گردالی رو لپ سمت راستمه که خوب نمیشه :((

 

√ هوا خعلی ناجوانمردانه دونفرس :(((

 

 

نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 14:46توسط ..ف@طمه| |

De$ign : KHanOomi