از ماجراهای منو خدماتیمون اینو جا انداختم ، اینو میگم بعد سعی میکنم دیگه خیلی ازش حرف نزنم والا فرداست بیام بگم یا عاشقم شده یا عاشقش شدم:دی ی ی وقتی میاد تو اتاقم بعد میخواد بره ،انگار من بقعه ی متبرکم عقب عقب میره تا از دید دور شه نبینمشو بره :)))) اصن بهم پشت نمیکنه
چقد داشتن کانال خوبه هی میخوای فک بزنی
بازم کانالمو ذکر میکنم ،خب ندید بدید بازی در میارم چه عیبی داره :دی
حاجتم میدم نذرم کنید :دی فعلا اولیش خونه میخوام تا بعد ببینم دیگه چی احتیاج دارم :)) نخند حاجت داری نذرتو ادا کن یکی خندید مارمولک شد خود دانید از من گفتن بود ^_^
نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۶ساعت
20:9توسط ..ف@طمه| |
| De$ign : KHanOomi |