انتهای بیراهه

بعد از ماهها بالاخره صبی رفتم دندون عقلمو کشیدم ^_^ اینم دیگه اینو ("فقر اینه که دو تا النگو تو دستت باشه و دو تا دندون خراب تو دهنت") خوندم بهم برخورد هرچند من النگوام تو دستم نیس و بدم میاد کلا  :)) تصمیم گرفتم زود به دندونام برسم از فقر فرهنگی بدور باشم :دی)

اونوقت تنها رفتم به شدت هم میترسیدم اصن یه وضی , یه بار قبلا دیدم یه خانمی میخواست دندون بکشه انقد عرررر زد که من کپ کردم همونجا , دیگه امروز با دعا و ثنا رفتم , بعد به خانمه میگم اگه احتمال میدین غش کنم بگو برم با یکی بیام , خندید گفت نه بابا نترس , بعد یه آقایی وایساده بود گفت نترس اگه غش هم کردی باید بیارنت همینجا درمانگاه دیگه خلاصه کل ملت بسیج شدن دلداریم دادن , دیگه دندونمو کشید اصن تو بگو یه هاله ای از درد هیچی به هیچی , ولی الان داره درد میکنه :(( خلاصه گفتم بیام واستون تعریف کنم که دندون کشیدن اصن و ابدا درد نداره با خیال راحت میتونید 32 تاشو هم با هم بکشید حتی :دی و مث یه دختر خوب تو هفته هم میرم چنتاشو گفت پر کنی بهتره پر میکنم ^_^ تازه گفتم دندونمو میخوام ببرم گفت نه نمیشه دندونو ببری بخاطر عفونتو اینا :(

 

بعد نمیدونم چی شد این دندونو کشیدم خوشگلتر شدم یا چی :| شایدم صورتم کج شده بوده =))))))) کل ملت بهم که میرسیدن وایمیسادن نگام میکردن , یا وایمیسادم که ماشین رد بشه بزور توقف میکردن تا من اول رد شم :))) حالا آدمای الکی هم نه ها مخلوقات زیبای خدا که جای تعجب داشت واسم :دی دیگه رفتم دفترچمو تمدید کنم یه ساعت نشسته بودم هی یکی از آقایون کارمندا میومدو میرفت , بعد آخرش خودش اومد پای باجه دیگه دیدم همه قبلو بعد من رفتن میگم خانم دفترچه ی من چی شد , آقاهه زود اومده میگه دفترچه قدیمیتو بده بهش دادم , زود رفت دفترچمو آورد حین دادنش بهم گفت مجردی ؟! هیچی دیگه اون لحظه دقیقا این بودم  دید کلا یهو وارفتم یه بهونه ای آورد منم هیچی نگفتم , فقط میخواسم بزنم تو دهنش بگم خب یه ساعت پیش هم دفترچمو میدادی هم سواله واموندتو میپرسیدی منو الکی نمینشوندی , ولی خب دیدم در شان من نیس با سکوت به رفتن ادامه دادم :دی 

 

بعدترشم رفتم کارت ملی هوشمندمو گرفتم ^_^ انقد خوشگله عکس حافظم پشتش گذاشتن خیلی خوشم اومد 

دیگه اومدم سر خیابونمون بستنی هم واسه خودم خریدم اومدم خونه خوردم , اونوقت این سوپری سر کوچمون یه پسره توش هست به غایت مهربونه آدم دوسداشتنی هست , به داداشم میگم اسم این پسره چیه من خیلی دوسش دارم نمکیه , نمیدونم چرا جای اینکه اسمشو بهم بگه بهم گفت کصافط 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۴ساعت 13:22توسط ..ف@طمه| |

De$ign : KHanOomi